|
ستاره ای در آسمان starinsky for all iranian people
| ||||||||
|
یعنی برداشتی که از کلمه میشه یه جورایی متفاوته در ادامه با بعضی از این کلمات آشنا میشویم. کادو : برادر دوم کاسه : برادر سوم کافور : برادر چهارم کامیون : برادر وسطی کره حیوانی : بیچاره ناشنواست باکتری : پ ن پ با قوری بیگلی بیگلی: پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی big lee ۱,۲,۴,۵,۶,… : کوسه فلافل : ف لا ف ل ، پ نه پ در زبان عربی ! فیله گوساله : فیل نفهم، فحش رایج بین فیل ها بی کربنات : یکی از فحشهای رایج میان شیمیدانان فیروز کریمی : در روز مرا حمل کنید باقرخان : خوانندهای که در هنگام خواندن قر میدهد قرتی : نوعی چای که با قر و حرکات موزون سرو میشود ! وایمکس : درنگ چرا ؟! البرز: عربها به « پرز » گویند ! چرا عاقل کند کاری : یک ضرب المثل شیرازی ! شیردان : آنکه شیر خوب را از بد تمیز می دهد ! هردمبیل : جایی که در آن بابت هر چیزی قبض صادر میشود ! مختلف : مرگ مغزی ! توله سگ : حاصل تقسیم مساحت سگ بر عرض آن ! یک کلاغ چهل کلاغ : نبردی ناجوانمردانه بین کلاغ ها ! غیرتی : هر نوع نوشیدنی به جز چای ! پنهانی : قلمی که جای جوهر با عسل مینویسد ! اسلواکی : نرم و خرامان گام برداشتن ! نیکوتین : نوجوانی خوش سیرت ! تهرانی : تیکه های هلوی باقیمانده ته آبمیوه ! کاشمری : در آرزوی ازدواج ! ژنتیک : ژنی که عامل اصلی تیک زدن در انسان می باشد ! خورشت بامیه : مسئولیت پختن خورشت بر عهده من است ! ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ : ( ﻓﯿﻞ ﮔﺮﻓﺘﮕﯽ ) ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﮐﻪ ﻓﯿﻠﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ ! [ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:12 ] [ star ]
داستان از اين قرار است
که يک روز جناب کافکا ، در حال قدم زدن در پارک، چشمش به دختربچهاي مي افتد که داشت گريه مي کرد. کافکا جلو ميرود و علت گريه ي دخترک را جويا مي شود... دخترک همانطور که گريه مي کرد پاسخ ميدهد : عروسکم گم شده ! کافکا با حالتي کلافه پاسخ ميدهد : امان از اين حواس پرت! گم نشده ! رفته مسافرت !!! دخترک دست از گريه ميکشد و بهت زده ميپرسد : از کجا ميدوني؟ کافکا هم مي گويد : برات نامه نوشته و اون نامه پيش منه ! دخترک ذوق زده از او مي پرسد که آيا آن نامه را همراه خودش دارد يا نه که کافکا ميگويد : نه . تو خونهست. فردا همينجا باش تا برات بيارمش ... کافکا سريعاً به خانهاش بازميگردد و مشغول نوشتنِ نامه ميشود و چنان با دقت که انگار در حال نوشتن کتابي مهم است ! و اين نامه نويسي از زبان عروسک را به مدت سه هفته هر روز ادامه ميدهد؛ و دخترک در تمام اين مدت فکر ميکرده آن نامه ها به راستي نوشته عروسکش هستند... و در نهايت کافکا داستان نامهها را با اين بهانه عروسک که «دارم عروسي مي کنم» به پايان ميرساند... اين؛ داستان همين کتاب “کافکا و عروسک مسافر” است. اينکه مردي مانند فرانتس کافکا سه هفته از روزهاي سخت عمرش را صرف شاد کردن دل کودکي کند و نامهها را – به گفتهي همسرش دورا – با دقتي حتي بيشتر از کتابها و داستانهايش بنويسد؛ واقعا تأثيرگذار است... او واقعا باورش شده بود. اما باورپذيري بزرگترين دروغ هم بستگي به صداقتي دارد که به آن بيان ميشود. - امّا چرا عروسکم براي شما نامه نوشته؟ اين دوّمين سوال کليدي بود و کافکا خود را براي پاسخ دادن به آن آماده کرده بود ، پس بي هيچ ترديدي گفت : چون من نامهرسان عروسکها هستم...! [ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:3 ] [ star ]
[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 12:59 ] [ star ]
تولـــد تولــــد تولـــدت مبارک...
مبــارک مبــارک تولدت مبارک....
بچه ها امروز تولد دوستم مینا خــــــــانومه مینــــــــــا خانومی تولدتون مبارک
حالا موقع باز کردن کادوهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه: باز شود دیده شود بلکه پسندیده شود
نگین توش رو نتونستین ببینینــــــــــــــــــــــا خودم بهتون نشون میدم اینم محتواش:
[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 19:28 ] [ star ]
شهادت امام حسين (ع) و ياران باوفاشون رو به شما و همه ي هم وطنا و دوستانم تسليت ميگم اميدوارم هممون بتونيم از مجالس عزاداري امام بهره مند شيم. (التماس دعا)
السلام علیک یا أباعبدالله [ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 ] [ 19:54 ] [ star ]
سلام به همگي
باز خيلي دلم گرفته نميدونم چم شده از صبح كه بيدار شدم كلي حالم گرفته بود شايد بخاطر اينكه ديشب خواب ميديدم خونمونم و همينه كه چشامو باز كردم ديدم همش خواب بوده و از اين ناراحتم كاش كسي پيشم بود كه ميدونستم خيلي دوستم داره ميرفتم سرمو ميذاشتم رو پاهاش و ميزدم زير گريه تا اونم با دستاي پر محبتش نوازشم كنه شما هم اينجوري شدين؟ كه دلتون بگيره اما ندونين چرا؟نميدونم چكار كنم؟ اصلا آدم وابسته اي نيستم اما خوب اينجا جوش دلگيره خوب و خوش باشيد. خيلي دوست دارم از اينجا برم اما چاره اي نيست بايد بمونم بخاطر يه مدرك كوفتي زجرشو به جون بخرم،آه ديگه نميخوام نه درس و نه دكتري و نه استادي و نه هيچي ميخوام [ شنبه دوازدهم آذر 1390 ] [ 15:19 ] [ star ]
Once a Girl when having a conversation with her lover, asked يك بار دختري حين صحبت با پسري كه عاشقش بود، ازش پرسيد Why do you like me..? Why do you love me? چرا دوستم داري؟ واسه چي عاشقمي؟ I can't tell the reason... but I really like you دليلشو نميدونم ...اما واقعا"دوست دارم You can't even tell me the reason... how can you say you like me? تو هيچ دليلي رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داري؟ How can you say you love me? چطور ميتوني بگي عاشقمي؟ I really don't know the reason, but I can prove that I love U من جدا"دليلشو نميدونم، اما ميتونم بهت ثابت كنم Proof ? No! I want you to tell me the reason ثابت كني؟ نه! من ميخوام دليلتو بگي Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful, باشه.. باشه!!! ميگم... چون تو خوشگلي، because your voice is sweet, صدات گرم و خواستنيه، because you are caring, هميشه بهم اهميت ميدي، because you are loving, دوست داشتني هستي، because you are thoughtful, با ملاحظه هستي، because of your smile, بخاطر لبخندت، The Girl felt very satisfied with the lover's answer دختر از جوابهاي اون خيلي راضي و قانع شد Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكي كرد و به حالت كما رفت The Guy then placed a letter by her side پسر نامه اي رو كنارش گذاشت با اين مضمون Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk? عزيزم، گفتم بخاطر صداي گرمت عاشقتم اما حالا كه نميتوني حرف بزني، ميتوني؟ No! Therefore I cannot love you نه ! پس ديگه نميتونم عاشقت بمونم Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you گفتم بخاطر اهميت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نميتوني برام اونجوري باشي، پس منم نميتونم دوست داشته باشم Because of your smile, because of your movements that I love you گفتم واسه لبخندات، براي حركاتت عاشقتم Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you اما حالا نه ميتوني بخندي نه حركت كني پس منم نميتونم عاشقت باشم If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore اگه عشق هميشه يه دليل ميخواد مثل همين الان، پس ديگه براي من دليلي واسه عاشق تو بودن وجود نداره Does love need a reason? عشق دليل ميخواد؟ NO! Therefore!! نه!معلومه كه نه!! I Still LOVE YOU... پس من هنوز هم عاشقتم True love never dies for it is lust that fades away عشق واقعي هيچوقت نمي ميره Love bonds for a lifetime but lust just pushes away اين هوس است كه كمتر و كمتر ميشه و از بين ميره Immature love says: "I love you because I need you" "عشق خام و ناقص ميگه:"من دوست دارم چون بهت نياز دارم Mature love says "I need you because I love you" "ولي عشق كامل و پخته ميگه:"بهت نياز دارم چون دوست دارم "Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays" "سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه [ سه شنبه هشتم آذر 1390 ] [ 0:54 ] [ star ]
سلااااااام بچه ها ۱۹هم ميرم خونمون
وااااااااااااي خداجون يعني ميشه ...!!ميشه من برگردم خونه دلم تنگ شده يه عكس پرمعنا حيفم اومد نذارم : تقديم به همگي موفق و پيروز باشيد. [ شنبه هفتم آبان 1390 ] [ 19:15 ] [ star ]
سلام من دارم ميرم خونمون [ سه شنبه سوم آبان 1390 ] [ 0:35 ] [ star ]
سلام بچه هاي خوب
من قراره ۱۰ تا ۲۹ برم خونموننننننننننننننننننننننننننننننن هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا..... [ دوشنبه دوم آبان 1390 ] [ 23:33 ] [ star ]
|
||||||||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||||||||